هنوز....
هنوز برایت می نویسم:
درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد....
پنج شنبه 30 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
آرامم...
آرامم...
مثل مزرعه ای که ملخها تمام محصولاتش راخورده اند...
دیگر نگران داس ها نسیتم....
چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
میدانی...
هیچ میدانی...
جای قول وقرارهایمان امن است....
زیر پاهای تو....!!!
چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
سوگوار...
بهانه هایت برای رفتن چه بچگانه بود...
چه بی قراربودی زودتربروی....
ازدلی که بی اجازه واردش شده بودی...
من سوگوارنبودنت نیستم!!!
من شرمساراین همه تحملم ....
چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
تنهایی...
تنهایی یعنی...
دوستش داری ولی حق نداری بهش نزدیک بشی
چون اون دیگه تنهانیست....
چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
بالاخره...
بالاخره....
جسدآنهایی که می گفتند برایت میمیرم پیداشد....
می پرسید کجا!!!؟؟
درآغوش دیگری جان داده بودند....
سه شنبه 28 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
سادگی...
ا فسانه هارا رهاکن دوری ودوستی کدام است؟
فاصله هایند که دوستی هارا میبلعند....
تواگرنباشی دیگری جایت راپر میکند....
به همین سادگی ......
سه شنبه 28 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
جالب...
به سلامتی اونایی که هزارتا خاطرخواه دارن....
ولی دلشون پیش یه بی معرفت گیره......
سه شنبه 28 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
باور...
من گمان كردم رفتنت ممكن نیست
رفتنت ممكن شد ...
باورش ممكن نیست...
جمعه 24 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
عادت...
عادت !...
چه طعم ِ تلخی دارد
وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری....!!!
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
حماقت...
نه اسمش عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛ حماقت محض است !
دلتنگِ کـسی باشی؛
که دلش با تـو نیست !!!
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
اشتباه...
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت .......
تلخ کردن زندگی خود
بـرای کـسـی کـه.........
در دوری مـا
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات
زنـدگـیـش را سپری مـی کـند ...
چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
من...تو...
من:تصوراتم از تو
با " کــــــــاش " گره خورده
تـــو:توقع هات از من
با " بایـــــــــد " ...
چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
خیال...
در خیال دیگری میرفت ...
و من چه عاشقانه کاسه ی اب پشت سرش خالی میکردم ...
چهار شنبه 22 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
التماس...
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود ...!!
من آنچه را میخواهم که به رنگ التماس آلوده نباشد ...!!
سه شنبه 21 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
کودکی...
یادش بخیر کودکی !
قهر میکردیم تا قیامت ...... و لحظه ای بعد قیامت می شد...
سه شنبه 21 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
مرده...
مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد
طعنه های دیگران است !
شاید اگر این " دیگران " ن بودند
تو زودتر از اینها
برای من ، مـُرده بودی ...
دو شنبه 20 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
تکرار...
امروز کسی از من پرسید چند سال داری
گفتم روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم
کودکی چند ساله ام !!!
دو شنبه 20 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
تحمل...
گاهی بــه خـــاطـرش
مـــانـدن را تـحـمــل کن ....
رفتن از دست "همـــه " برمی آید ......
دو شنبه 20 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
اعتماد...
هیچ انتظاری از کسی ندارم !
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است ...
دو شنبه 20 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
خوب بمان...
اگر روزی رسید که من نبودم تمام وصیتم به تو این است
"خوب بمان " از آن خوبی هایی که من عاشقش بودم ...!!!
یک شنبه 19 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
مسافر...
نه چتر با خود داشتی ...
نه روزنامه ...
نه چمدان ...
عاشقت شدم !
از کجا باید میفهمیدم مسافری ؟
یک شنبه 19 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
باش...
تو باش !!
نه برای اینکه در دنیاتنهانباشم ...
تادر دنیای تنهایم تنها تو باشی ...
یک شنبه 19 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
پنجره...
پنجره ها ک لافه اندازسنگینی نگاه منتظرم ....
اگرنمی آیی پنجره هارا زجرندهم ....
چشمانم به جهنم ...
یک شنبه 19 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
بن بست...
میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه :
نـه حـــق خــواسـتن داری ;
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن...
شنبه 18 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
قیچی...
ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻓﺮﻗﻲ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﻳﺎ ﻧﻪ!
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻗﻴﭽﻲ ﻛﻨﻢ...
ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﻴﻤﻲ ﺑﺎﺷﻲ...ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻧﻴﻤﻲ ﺩﻳﮕﺮ...
ﺭﺍﺳﺘﻲ...
ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﻴﻜﻨﻲ؟؟
شنبه 18 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
انتقام...
ترکت کرده
شب ها به یادش گریه میکنی
ناراحت نباش.....!
یه روزی تنها آرزوی زندگیش میشی ،
این بدترین انتقامه.......!!
شنبه 18 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
نیمکتها....
تو آنجا...
من اینجا...
اشکال ازمانیست!
نیمکتهای دنیارابد چیده اند....
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
افعال...
می مانم ...
می روی ...
لعنت به این افعال !
كه ماندن را برای من صرف كرد و رفتن را برای تو...
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
دل دادن...
تمام برگ های دفترم تمام شد...
قلمم به پایان رسید...
دستم سست شد ...
چه سرمشقی دادی به من ...؟
هنوز هم می نویسم :
" دل دادن خطاست "
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
آلودگی...
خدایا:
آلودگی آدم ها ازحدهشدار گذشته است
دنیارو چندروز
تعطیل نمی کنی ...!!؟؟
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
تفاوت...
جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم:
تو به "فراغــــت "
من به "فراقــــت "
یک حرف تفاوت که مهم نیست...!!
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
دستان...
دستم را گرفتی ، گفتی چقدر دستانت عوض شده ...
سری تکان دادم درد دل گفتم بی انصاف !
دستان من تغییر نکرده !
تو به دستان دیگری عادت کردی ...!!
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
شاید...
شـایـد قـانـون دنـیـا هـمـیـن بـاشـد !
مـن صـاحـب آرزویـی بـاشـم
کـه شـیـریـنـی تـعـبـیـرش از آن دیـگـریـسـت ...
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
ببین...
حالم ازکلمه " عزیزم " و " عشقم " بهم می خورد .. .
من رو همون " ببین " صداکن ....
بی ریایی" شرف دارد به" ریاکاری ".. .
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
عشق...
من...
عاشق نيستم..فقط گاهي حرف تو كه ميشود..
دلم مثل اينكه تب كند....گرم و سرد ميشود..
اب ميشود... تنگ ميشود...
اين عشق نيست...
هست ؟؟
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
هنرمند...
سلامتی اونایی که از هر انگشتشون یه هنر میریزه…
میرنجونن…
میسوزونن…
میشکونن…
له میکنن…
نابود میکنن…
و سلامتی اونایی که جز دوست داشتن این موجودات هنرمند باهمه وجودشون هیچ هنر دیگه ای ندارن.…
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
آه...
نـــــه نــــام . . .!!
نـــــه چــــــــهره . . .!!
نـــــه اثر انگـــــشت . . .!!
آدم ها را از طرز " آه " کشیدن شان بشناسید...!!
جمعه 17 آذر 1391برچسب: , توسط حسین |
از چی بگم...
ho3ein2913.loxblog.com